السيد الطباطبائي

105

سنن النبى ( ص ) ( بوستان كتاب ) ( فارسى )

زينت دهم ، پوشانيد . » و چون لباس از تن بيرون مىكرد ، از طرف چپ آن را بيرون مىآورد . هنگامى كه لباس نو مىپوشيد ، لباس‌هاى كهنهء خويش را به فقير مىداد و مىفرمود : « هر مسلمانى كه براى رضاى خدا ، لباس‌هاى كهنهء خود را به يك مسلمان بپوشاند ، مادامى كه آن لباس به تن فقير است ، در ضمانت و نگه‌دارى و خير خداوند خواهد بود ، خواه ، دهندهء لباس زنده باشد و يا مرده » . تشكى از پوست داشت كه با ليف خرما پر شده بود . و طول آن در حدود « دو ذراع » و عرضش قريب « يك ذراع و يك وجب » بود . عبايى داشت كه چون مىخواست نماز نافله بخواند ، آن را دوتا كرده ، به زير خود مىانداخت . آن حضرت روى حصير ، بدون فرش ديگر مىخوابيد . و از اخلاق آن جناب اين بود كه حيوانات ، اسلحه و اثاث خود را نام‌گذارى مىكرد ، اسم پرچمش « عقاب » و اسم شمشيرش كه در جنگ‌ها همراه داشت ، « ذو الفقار » و شمشير ديگرش « مخذم » و يكى ديگر « رسوب » و ديگرى « قضيب » بود . و قبضهء شمشيرش به نقره آراسته بود و كمربندى كه مىبست ، از چرم بود و سه حلقه نقره به آن آويزان بود . و نام كمان آن حضرت « كتوم » و جعبهء تيرش « كافور » بود . و اسم ناقهء آن جناب « عضباء » و استرش « دُلدُل » و الاغش « يعفور » و اسم گوسفندى كه از شير آن مىآشاميد « عينة » بود . آن حضرت كوزه‌اى سفالى داشت كه با آن وضو مىساخت و از آن آب ميل مىكرد . و مردم براى تبرك ، كودكان خود را مىفرستادند و داخل منزل حضرت مىشدند . بدون اين‌كه كسى از آنان ممانعت كند ، آنگاه اگر